تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
مهرگان
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

هر چقدر هم که به زبان انگلیسی مسلط باشی ، یه زمانی میرسه که احساس میکنی نمیتونی احساستو در قالب کلمات بیان کنی . اونوقته که یه چیزی توی سینه ات سنگینی میکنه ، یا اینکه زبانت یه چیز عاریتی میشه توی دهانت که مال خودت نیست . وقتی از اون دست آدمهایی باشی که به زبان مادریت ، خیلی خوب و موجز میتونی سخن بگی ، توی غربت ، غریبتر میشی اگه نتونی منظورت رو برسونی . خیلی ناراحت کننده ست که به مدرسه جگر گوشه ات بری و سر کلاس بشینی برای کمک به معلم ، و ببینی که پرنده کوچولوت نمیتونه بفهمه بقیه چکار میکنن ! تا زمانی که تو دیلماجی کنی براش . پس وقتی من نیستم چی ؟

پی نوشت : یه دخمل کوچولویی هم توی کلاس بود که از رنگ پوست قشنگش میشد فهمید هندیه . اون هم تازه وارده . آرام و ساکت اشک میریخت . نمیفهمید چه خبره ......  رفتم دستش رو گرفتم و بوسیدم . چشمای قشنگش برقی زد و یه قطره اشک دیگه از گوشه چشمش در رفت ....

صد سال اولش سخته !!!!!!!


+ نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 2:48 AM توسط مریم |
یه چیزایی برای آدم ، زیادی آشناست...

http://www.youtube.com/watch?v=b9W5lQNFb-M&feature=related


+ نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 2:56 PM توسط مریم |
پدرم هميشه ميگويد " اين خارجيها که الکي خارجي نشدهاند، خيلي کارشان درست بوده که توي خارج راهشان دادهاند" البته من هم ميخواهم درسم را بخوانم؛ پيشرفت کنم؛ سيکلم را بگيرم و بعد به خارج بروم. ايران با خارج خيلي فرغ دارد. خارج خيلي بزرگتر است. من خيلي چيزها راجب به خارج ميدانم.
تازه دايي دختر عمهي پسر همسايهمان در آمريکا زندگي ميکند. براي همين هم پسر همسايهمان آمريکا را مثل کف دستش ميشناسد. او ميگويد "در خارج آدمهاي قوي کشور را اداره ميکنند"
مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است. ما خودمان در يک فيلم ديديم که چطوري يک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با يک خانم... البته آن قسمتهاي بيتربيتي فيلم را نديديم اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي گذارند مدير بشود.
خارجيها خيلي پر زور هستند و همهشان بادي ميل دينگ کار ميکنند. همين برجهايي که دارند نشان ميدهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداريم. اگر هم داشته باشيم؛ فقط برنامههاي علمي آن را نگاه ميکنيم. تازه من کانالهاي ناجورش را قلف کردهام تا والدينم خداي نکرده از راه به در نشوند. اين آمريکاييها بر خلاف ما آدمهاي خيلي مهرباني هستند و دائم همديگر را بقل ميکنند و بوس ميکنند. اما در فيلمهاي ايراني حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مينشينند که به فکر بنده همين کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اينجا اصلن استعداد ما کفش نميشود و نخبههاي علمي کشور مجبور ميشوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش ميشوند. مثلاً اين "بيل گيتس" با اينکه اسم کوچکش نشان ميدهد که از يک خانوادهي کارگري بوده اما تا ميفهمند که نخبه است به او خيلي بودجه ميدهند و او هم برق را اختراع ميکند.
پسر همسايهمان ميگويد اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شايد ما الان مجبور بوديم شبها توي تاريکي تلويزيون تماشا کنيم.
من شنيدهام در خارج دموکراسي است. ولي ما نداريم. اگر اينجا هم دموکراسي ميشد چقدر خوب ميشد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعيس جمهور ميشد و "مهناز افشار " هم معاون اولش ميشد. شايد "آميتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت ميکرديم تا وزير بشوند. خيلي خوب ميشد. ولي سد افصوث و دريق که نميشود.
از نظر فرهنگي ما ايرانيها خيلي بيجمبه هستيم. ما خيلي تمبل و تنپرور هستيم و حتي هفتهاي يک روز را هم کلاً تعطيل کردهايم. شايد شما ندانيد اما من خودم ديشب از پسر همسايهمان شنيدم که در خارج جمعهها تعطيل نيست. وقتي شنيدم نزديک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرفهاي پسر همسايهمان از بي بي سي هم مهمتر است.
ما ايرانيها ضاتن آي کيون پاييني داريم. مثلن پدرم هميشه به من ميگويد "تو به خر گفتهاي زکي".
ولي خارجيها تيز هوشان هستند. پسر همسايهمان ميگفت در آمريکا همه بلدند انگليسي صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگليسي بلدند. ولي اينجا متعسفانه مردم کلي کلاس زبان ميروند و آخرش هم بلد نيستند يک جملهي ساده مثل I lav u بنويسند. واقعن جاي تعسف دارد.
اين بود انشاي من.

پی نوشت : این نوشته مال من نیست !تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

پی نوشت دوم : شما به این متن چی ازافه میکنین ؟


+ نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 10:7 AM توسط مریم |
انقلاب که شد ، من پنج ، شش سالم بود . چیزی که از اون دوران یادم مونده ، صدای شلیک گلوله و خون و مرده دیدن هست . زیاد تر از هر موقعی به گورستان رفتن و دیدن کفن های خونی و چیزی که مثل یک خاطره لعنتی در ذهن من مانده : اهتزاز یک چادر گلدار  پاره پاره و خونی ،  بر فراز گوری ، با دهانی سرد و مکنده ، که انتظار دختر جوانی را میکشید  .... نمیدانم چرا والدینم مرا نیز با خود میبردند . صدای فریاد الله و اکبری که بر بالای بام میشنیدم و من نیز در ایام کودکی با شوق فریاد میزدم . بی آنکه بدانم چرا . ..... اظهاری گوساله ، بازم بگو نواره !!!!صدای شلیک گلوله های زندان قصر ، که جان جوانی را میگرفت و پول همان گلوله از والدین بدبختش گرفته میشد . دیدن اشک مادر بزرگ که با شنیدن صدای این تیربارانها با آهی از ته دل مینالید که : مادرت بمیره ، جون کدوم عزیز مادر رو گرفتید ؟......
بعد هم که جنگ و آژیر قرمز و سفید و ...
یک بار به یکی از دوستانم گفتم ما نسل سوخته هستیم ! هنوز هم بر این باورم . و اطمینان دارم که انقلاب ما ، یک شوخی بود که بهای آنرا نسل من و تو میپردازد .
من که با آواره بودنم و تو ....


+ نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 2:24 AM توسط مریم |

از قدیم گفتن سفر آدم رو پخته میکنه .

 حرفهای قدیمیها رو باید با آب طلا نوشت .

آدم وقتی چیزی داره ، قدرشو نمیدونه و .......

بعد از صغرا کبرا چیدن میرسیم به اصل مسئله !

توی مملکت خودمون ، از بس پی یه لقمه نون باید سگ دو بزنیم ، وقت نمیکنیم راجع به چیزی فکر کنیم . یکی از این فکر کردنیها ، مراسم و آداب از قدیم به جا مونده مونه . از حق هم نگذریم ، سلیقه مون درباره انتخاب روزهای ملی ، بد نیست . نوروز ، سیزده به در ، شب یلدا ، چهارشنبه سوری و ..... اگه دنبال علت ماندگاری این روزها بگردیم ، حتما از توی تاریخ ، چهار تا کلمه درموردشون میتونیم در بیاریم . حتی میخوام بگم این جشن کریسمس مسیحیان عزیز هم یه ریشه هایی در آیین میترائیسم داره ( دور خودمون بگردم با این فرهنگ غنی !!!! ) حالا غرض از این سطور : توی آپ قبلی درباره روز استرالیا براتون نوشتم . حالا میخوام تعریف کنم چرا این روز رو به عنوان روز ملی پاس میدارند . ببینم شاخی که روی سر من دراومده گنده تره یا مال شماها !!

ماجرا برمیگرده به قرن هیجدهم . اون زمانی که میگفتن آفتاب توی امپراطوری بریتانیا هرگز غروب نمیکنه . کاپیتان جیمز کوک ، میاد و این سرزمین بکر رو کشف میکنه (نیو ساوت ولز ) و به اطلاع ملکه ویکتوریا میرسونه ( اگه اشتباه نکنم ) . در همین زمان ، زندانهای بریتانیای کبیر پر بوده از تبهکارانی که باید حبس میشدن به طوری که دیگه جایی برای زندانیان جدید نبوده ! ملکه دستور میده که تعدادی از این زندانیان مازاد بر نیاز (!!!) به این سرزمین جدید تبعید بشن . در سال ۱۷۸۸ کاپیتان آرتور فیلیپ یکسری از این بدبختها رو برمیداره و وارد خلیج سیدنی میشن . این روز مصادف بوده با ۲۶ ژانویه .

روز ملی استرالیا !تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

باور میکنین ؟ سالروز ورود محکومین ( یعنی آدمهای بد بریتانیایی ) که اجداد همین استرالیائیهای امروزی هستن ، روز ملی اینهاست !

امسال تعدادی از ابوریجینالها ( بومیان اصلی استرالیا ) درخواست کردن که این روز ، روز ملی اعلام نشه چون برای اونها نوعی تهاجم به حساب میاد !

ببینم شاختونو .....!

واقعا آدم وقتی چیزی رو داره ، قدرش موقعی میاد دستش که ، ببینه داره از دست میره . یه چیزی مثل آداب و سنن قشنگ ایرونی خودمون . یادتونه چند وقت پیش میخواستن عید ملی ایرانیها رو به جای نوروز منتقل کنن به دهه فجر ؟

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی دچار شود ......

پی نوشت : نام استرالیا مشتق از کلمه لاتین " Australis " است . به معنی" of the south "

پی نوشت آخر......

از کجا میتونم " سکوت سرشار از ناگفته هاست "  شاملو رو پیدا کنم ؟

اصلا از کجا میتونم آهنگ مفتی دانلود کنم !!!!؟ ریز نوشتم از خجالت !!!!!


+ نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 9:24 AM توسط مریم |
میخواستم چند روزی ننویسم . همینجوری از سر مرض ! دیدم با اون شاهکاری که چند روز پیش زدم انصاف نیست بی خبر بذارم دوستامو . روزگار میگذره و خوبیم . راستش اینکه تصمیم بگیرم چی بنویسم که همه رو خوش بیاد ، کار سختیه . ولی یه چند خطی بنویسم تا از احوالاتم باخبر بشین :امروز روز استرالیا است . مثل خودمون که دنگی به دونگی میخورد واسه روز و هفته و سال یه اسمی میذاشتن اینجا هم برای اینکه سری توی سرا در بیارن اون روزی رو که توی خلیج سیدنی پیاده شدن رو به نام روز استرالیا نام گذاری کردن (  ۲۶ ژانویه ۱۷۸۸میلادی ) . همه جا تعطیله و ملت میرن بیرون . مثل سیزده به در خودمون . حالا ما هنوز تصمیم نگرفتیم جایی بریم . ( البته الان دیگه لنگ ظهره !)

کلاس زبان من خیلی بامزه ست . بیشتر همکلاسیهام خانم هستن و اکثرا چینی . خیلی خوب متوجه حرف همدیگه میشیم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com!!!

وقتی با معلمم صحبت کردم گفتم مایلم زودتر برم کار پیدا کنم ، جوابم داد اول باید بتونی به انگلیسی کاملا مسلط بشی و گرنه در این حرفه نمیتونی موفق عمل کنی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com. دیدم راست میگه . درسته که توی محاوره مشکل ندارم ولی زبان تخصصی رو بلد نیستم . گفت بعد از این دوره یه سری آموزش زبان حرفه ای برگذار میشه که شرطش قبولی توی این مرحله ای هست که الان توش هستم . خلاصه آش کشک خاله ست !!!!

از پسرم براتون بگم . کوچولوی من امسال میره مدرسه ! اگه توی ایران مونده بودیم امسال میرفت کلاس اول . ولی اینجا باید بره کلاس دوم . از روز اولی که پامونو گذاشتیم اینجا ، شهیار بهمون سرکوفت زد که : شما که میدونستین دارین میاین اینجا باید این بچه رو میذاشتیم مدرسه دو زبانه تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com. البته من تا اونجا که زورم میرسید سعی کردم اینکارو بکنم ! خلاصه الان با یه تلاش وحشتناک موفق شدم در مدت یک ماه به پسرم حروف الفبا رو با اعداد و جمع و تفریق یاد بدم . الان برام از توی روزنامه کلمه در میاره و میخونه تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com. فردا باید بریم مدرسه و براش یونیفرم و کیف و باقی چیز ها رو بگیریم و چهارشنبه میره سر کلاس . کلی با مدیر چک و چونه زدیم که این بچه باید بره کلاس اول ولی جوابمون داد که به لحاظ سنی چون هفت سال و یک ماهشه باید بره کلاس دوم ! میخواستم بگم : پدر بزرگ من هم حدود هشتاد سالشه ! پس باید به لحاظ سنی بره دانشگاه ! تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comخدا رحم کرد به انگلیسی مسلط نیستم ( از لحاظ حرفه ای !!! )

من باید چهارشنبه ، بعد از اینکه ایلیارو گذاشتم مدرسه باید برم سیدنی ، تا بتونم پرس و جو کنم برای گواهینامه . اینجا گواهینامه بین المللی فقط سه ماه اعتبار داره و بعد باید امتحان داد . سابقا اینطور نبوده و گواهینامه ایرانی را قبول داشتند ولی الان ....تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه ملالی نیست جز دوری شما و مطمئن باشید من عاقل خواهم بود !تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

فعلا ...

پی نوشت : فردوسی پور چیکار کرده ؟ توی اکثر وبلاگها ازش نوشتن ! بابا به من هم بگین چی شده ؟!!امضا میخواد ، از طرف منم امضا بدین !!!

 


+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 4:16 AM توسط مریم |

 

 

 

Do It Anyway

By Mother Theresa


People are often unreasonable, illogical,
And self-centered;
Forgive them anyway.


If you are kind, people may accuse you
Of selfish, ulterior motives;
Be kind anyway.

If you are successful, you will win some
False friends and some true enemies;
Succeed anyway.

If you are honest and frank;
People may cheat you;
Be honest and frank anyway.

What you spend years building,
someone could destroy overnight;
Build anyway.

If you find serenity and happiness,
they may be jealous;
Be happy anyway.

The good you do today,
people will often forget tomorrow;
Do good anyway.

Give the world the best you have,
and it may never be enough;
Give the world the best you've got anyway.

You see, in the final analysis
it is between you and God
It was never between you and them anyway.



 


+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 9:58 AM توسط مریم |