اصلا هم از سرما خوشم نمیاد . اصولا از مور مور شدن هم خوشم نمیاد چه برسه به لرزیدن !
ای اوس رحمان کجایی ؟ .... به خدا اگه اوس رحمان اینجا بود ، اوچ ثانیه نحوه معماری اینا رو متحول میکرد . نمیشناسین اوس رحمانِ منو ؟؟؟ یه بار توی کارگاه ، سر کارگری داشتیم که تازه از یه جایه دیگه اومده بود تهرون و بعد از دو سه ماه کار توی کارگاه ادعای مهندسی کرد و بعد از یک سال به من تلفن کرد و گفت : خانوم معنٌس ، دوتا از برگه های معماریتو لازم دارم به قیمت خوب . دارم آپارتمان میزنم ...... ای جانم ! ای عزیزم ! ای بیلاخ .....و آنجا بود که من به عظمت رو.................ح پی بردم ....
بگذریم . داشتم میگفتم ... ای اوس رحمان ! تو که مهندس آفریده شده بودی هم میدانستی که یک خانه باید وسیله گرمایی و سرمایی داشته باشه یا حداقل یه داکتی ، رایزری ،سوراخی ، کوفتی که بشه لوله بخاری رو اقلا از توش رد کرد ...... حیف و صد حیف که من قدر نبوغتو دیر فهمیدم . پاشم برم سفارت ایران وکالت بدم برگه های معماریم رو بزنن به نام این معنس .....
اینجا ابولفضل ندارن . ولی سیستم گرمایش و سرمایششون خیلی شبیه بیمه ابولفضل ماست ! هیچ کاری نمیکنن و در انتظار آفتاب ، تیک تیک میلرزند و آب دماغشونو میکشن بالا ... ای بمیرین ! آنفلانجای خوکی بگیرین که اینقدر خسیسین ! بیرون خونه باید با یه تا پیرهن راه بری و وقتی میای توی خونه باید کاپشنت رو بپوشی ! آخ آنفلانجای خرسی بگیرین همتون ! دولتِ بدبختشون گفته : بابا بیاین از سیستم گرمایش خورشیدی استفاده کنین ، دولت چشمش کور نصف هزینه شو میده ( ۵۰۰۰ دلار ) ..... ای خدا چرا دولت ما از این کارا نمیکنه ؟
خلاصه عزیزان من که توی ایران ، وقتی گرمتون میشه ، به جای اینکه رادیاتورتونو خاموش کنین ، پنجره رو باز میکنین ، یا وقتی توی تابستون میخواین از خونه برید بیرون کولر رو روشن نگه میدارین تا وقتی برگشتین خنک بشین ، قدر انرژی ارزون رو بدونین و برید رای بدید !
جمله آخر ، ارتباط آقای گودرزی با خانم شقایقی را افشا میکرد ! تازه ما اینجا در سیدنی هم صندوق رای داریم . حتی اگر قندیل هم ببندیم میریم رای میدیم .
پی نوشت : من آدم نیستم اگه سیستم خانه سازی این دهاتیها رو متحول نکنم ! به مرگ اوس رحمان قسم میخورم !!!!





