تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
مهرگان
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

 “Neda dies with open eyes, sham on us who live with closed eyes”

ندا دخترم
نازک آرای باغ جوانی
ندا دخترم پرتو زندگانی
به جشن عروسیت رهبر
یکی خاصه جلاد خود را روان کرد
که پیراهنت را به بارانی از خون بشوید
کسی را به صبح غزلخوان آوازهایت
به زیر عبای سیاهش نهان کرد.
ندا دخترم لحظه لحظه
نفسهای گرمت
به روی تن مرگ پرواز میکرد
تو بودی که با چشمهایت جهان را صدا کرده بودی
جهان در پی پرزدنهات بیداری اش را
به یاد عزیز تو آغاز میکرد
ندا دخترم حجله ات را
همه داغداران
به سوی سحرگاه بیداری سبز بردند
که نام ترا در صف عاشقان وطن میشمردند
تو بودی که با آخرین جمله هایت
امید رهائی
به جانهای پر درد ما میدمیدی
ندا دخترم این تو بودی که ما را
از این ظلمت مرگ و نفرت
به صبح شکوفائی زندگی میکشیدی .

پی نوشت : چشمهای ندا را در آخرین لحظات زندگی ، نگاه او را ، ضجه های پدرش را تا پایان عمر فراموش نخواهم کرد .  شرم بر شما باد ..... شرم بر شما .....

پی نوشت آخر : بچه ها ، دوستان عزیزم ، امیر جان ، بهار جان ، آرش جان ، کیهان جان ، گیلاسم ، مازیار جان ، دکتر ایکس ( که نمیدونم اسمت چیه ) ، فریاد جان ، امید جان، آنی جان ، یاشار جان ، فرهاد جان ، خاتون جان ، سلماز جان ، کتی جان ، محمد جان ، علی جان و ..... تمام دوستانی که الان اسمشون رو یادم نمیاد ..... من برای همه شما دلواپسم . من هم مثل شما در انتظار دمیدن صبح آزادی هستم .

نمیتونم نگاه ندا رو فراموش کنم ... امروز توی تلوزیون سراسری استرالیا صحنه کشته شدن ندا رو نشون دادن . بازهم گریستم . هر روز تیتر اول اخبار اینجا ، ایرانه . تمام مردم عادی کوچه و خیابان نام ایران رو با رنگ سبز میشناسن . ندا پرپر شد . ولی ندا جان با اون نگاهت چه کردی با این جهان .... اون نگاه قشنگت که روی صفحه تلوزیون ثابت موند و روح زیبایت به سان پرنده ای سبکبال پر کشیدو رفت .... من و ما پروازت را به خاطر میسپاریم ، پرنده رفتنیست . ندا جان ......


+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت 11:34 AM توسط مریم |