تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
مهرگان
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

سلام

سلام دوستان

عید مبارک . کمی دیر شده ولی باور بفرمایید ما سرگرم دفاع از حقوق مسلم خود در شرکت عظمای مخابرات بودیم . از پااارسال بنا به عللی نا معلوم خط ما مفقود شده و معلوم نیست سر به کدام بیابان گذاشته . چه خبر ؟ خوش گذشته تا حالا ؟ برای خانواده من که سالی سراسر انقلاب بوده ...

نترسید !

از دعوا خبری نیست ! ما دوزمون رفته بالا ! دیگه دعوا نمیکنیم !!!!

تصمیم بر این شد از هر کسی که دلمون باهاش بود دیدن کنیم نه از همه .خلاصه خیلی چطور بود ! به مرحمت یک دوست ارمنی نازنین ( که الهی یک در دنیا و صد در آخرت اجر بگیرد ) سالی میگون را آغازیدیم . عیدی دادیم و گرفتیم . شیرینی و آجیل خوردیم و حالا باید به فکر یک ترد میل باشیم ...

شاید تنها حسن تقویم فرصتی برای حساب و کتاب باشد . برای ما آدمیان، مخصوصا ساکنان خاک پاک دلیران ،که عادت داریم تقصیر همه چیز را به گردن سال و ماه و گردش روزگار بیندازیم و بگوییم امسال سال خوبی نبود ، مرده شورشو ببرن ، قمر در عقرب بود و الخ ، اما بیاید کمی با خودمان روراست باشیم . غریبه که اینجا نیست !چند تا سوزن به خودمان بزنیم یک جوالدوز به دیگران !!!

پارسال سال خوبی بود :باران و برف داشت ، در آمد نفتیمان زیاد بود ، معادنمان لبریز بود ، گاز حسابی داریم ، تاریخ که ماشاللللا  ، اراده برای تغییر شرایط جهان موجود است ، ادبیات و هنر گذشته مان اساسی است ، نیروهای کارآمد بسیار داریم ، زبانمان غنی است ، به اقصی نقاط جهان نیروی متخصص گسیل میکنیم ، کشورمان پهناور است ، سینما داریم ، تلوزیونمان دهها کانال دارد ، موسیقیمان گذشته و آینده دارد ، نویسندگان راز دان داریم ، طبیعت چهار فصل داریم ، استعدادهای جوانمان آماده ورود به عرصه ها هستند ، آبادیهای آباد ، باغهای پر میوه ، از بالا تا پایین این ملک در هر فصلی هم میتوان شنا کرد و هم به اسکی رفت ،  ... خلاصه زیاد داریم .

خدا با ما خوب تا کرده ، اما ما چه میکنیم ؟ از یک جایی شروع کنیم ، ها ؟

ناشکریم ، بلد نیستیم از آورده ها و آدمها و داشته های خوبمان سپاسگزاری کنیم .

ریا کاریم . ظاهر و باطنمان گاه از زمین تا ثریا با هم فرق دارد . صداقت پیشه نیستیم . یک چیزی میگوییم ، چیز دیگری نظرمان است . میگیم دوستت دارم ، نظرمان بر تنفر است . میگیم باشه ، منظور نه است . یک چیزی می نویسیم چیز دیگر میخوانیم . میگیم خ میخوانیم ک .

خود بدیم ، از آنجا که به داشته هامان آگاه نیستیم ، با خودمان بدیم . اگر دیگران ( بیرون از مرزها ) تاییدمان کنند عشق میکنیم . اما خودمان پاسدار ارزشهامان نیستیم . غریب نواز و خود زن !

کم کاریم و پر توقع . کار نمیکنیم ، توقع مزد بالا داریم . به پول ، سرمایه میگوییم و به عقل ، سر بُر .

ارزش برای تفکر قائل نیستیم . ایضا متفکر . تنها کار مورد نظرمان تراکتور است . دانش منزلت اش پیش ما هزار تاست اما در عمل یک ساندویچ هم خرجش نمیکنیم .

زود خسته میشویم . گردو نمیکاریم . یونجه ، تا دلت بخواد . تاریخ از ما شروع میشه و با ما هم تمام . به آینده کمتر فکر میکنیم . کمتر اهل مداراییم . نزاع را دوست داریم . خوبیهایمان را تحقیر میکنیم و خوب هایمان را پشیمان .

شپشمان منیجه خانومه . اهل پذیرش و نقد نیستیم . دوست داریم همه تعریفمان را بکنند . هر کسی در هر مورد خودش را کارشناس میداند . ظاهرا صحبت از شان و منزلت میکنیم و در باطن میگیم کباب سیخی چند ؟

کیفیت را میفهمیم . اما پاس نمیداریم . در مصاحبه هنرمندیم و اهل اندیشه . در عمل کاسب و چونه زن .

جوانمان ارزشی برای نسل قبلش قائل نیست و پیرمان کرامتی در جوان نمیبیند .

سد سازیم . دائم سد درست میکنیم و خودمان هم پشتش گیر میکنیم . بعد آنرا میشکنیم . خب ، حیفمان میاید دیگر سد نسازیم . کانال ساز نیستیم . قنات را دوست نداریم . مسیر شغلیمان مثل منحنی قلب مریض است ، بالای بالا یا پایین پایین .

برای مدیریت و مدیر خوب ارزش قائل نیستیم اما منشا همه مشکلات را از سو مدیریت میدانیم . همه " ماه " هستیم و همه چیز دان . تقسیم وظائف را دوست نداریم . همه چیز را یکجا میخواهیم . فضولی و دخالت در امور شخصی را در ظاهر نهی میکنیم ، اما در عمل به کار همه کار داریم . میگذاریم اتفاق بیفتد بعد سوگواری میکنیم برای خودمان . زنده ها را مرده دوست داریم و مرده ها را زنده !

الغرض ،آنچه نوشته آمد برای این نبوده و نیست که خدای ناکرده کسی اینجوریست ، اصلا راجع به خودمان بود . شما بی جهت سر سال نویی خودتان را ناراحت نکنید . اما اگر داس دم دستتان آمد اندکی هرس بفرمایید ، بد نیست ...

این هم از حافظ خودمان که میگوید :

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید

گفت با اینهمه از سابقه نومید مشو

گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک

از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو

تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار

تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو

...

یا حق

پاینده ایران با همه خوبیها و بدیهاش   

 


+ نوشته شده در دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 8:39 PM توسط مریم |