تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
مهرگان
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

امشب ، دقیقا چهار ساعت پیش ، نمونه ای از جوانمردی مردی ایرانی را شاهد بودم . به تبع آن ، الگویی از یک زن ایرانی و کاملا آریایی هم توسط اینجانب ارائه شد !

شرح ماوقع ....

همراه یکی از بانوان فامیل ، دختر دائی جان جان ، رفتیم خرید. در راه برگشت ، در امواج خروشان و سهمگین و زیبای ! ترافیک تهران ، بعد از دریافت مقادیر متنابهی حرف مفت و اشارات مستهجن و ویراژهای آنچنانی ، بالاخره صحیح و سالم ( از نظر جسمی ) و له و لورده ( از لحاظ روحی ) به در خانه و کوچه خلوت رسیدیم .  توی ماشین این صحبت در جریان بود که : مردم اینقدر عصبی شدن و فشار زندگی آنقدر زیاد شده که فقط باید مواظب باشی کسی پرش به پرت نگیره و  مراقب سلامتت باشی و ...

پیاده شدم که از توی صندوق عقب ماشین ، خرت و پرتهای ایلیا و الباقی لوازمم رو بردارم . در حال بلند کردن یک کیسه نایلونی سنگین بودم که بعلت وزن زیاد آن کیسه کمی به سمت کنار ماشین رفتم تا تعادلم حفظ بشه و ناگهان ..... دااااااااااااانگگگگگ ....

دیدم که گوشه مانتوی نه چندان گشاد من بین سپر دو تا ماشین گیر کرده و راننده نازنین هم بدون اینکه خم به ابرو یا هر کجای دیگرش بیاورد به سمت جلو راند و پارک کرد !!!

 شوکه شده بودم .

 اگر به سمت گوشه ماشین نرفته بودم الان با یک پای له و لورده باید غش میکردم !

به شیشه عقب ماشین یارو کوبیدم و داد زدم : مرد ناحسابی ، مگه کوری ؟

طرف پیاده شد و دیدم مرد حدودا شصت ساله ایست و همسایه دیوار به دیوار !

 با تعجب نگاهی کرد و گفت : شما کجا بودی خانووم ؟ پریسا هم با عجله از ماشین پیاده شد و گفت سالمی ؟ بعد رو کرد به مرد و گفت : آقا ، حالا گیریم این خانومو ندیدی ، ماشین به این گندگی رو چی ؟ چراغ صندوق عقب و خطر رو چی ؟ خونسرد جواب داد : مگه حالا چی شده ؟

من داشتم تصور میکردم اگه الان ایلیا طبق معمول بغل دست من ایستاده بود چه خاکی باید به سرم میکردم ؟؟؟؟

فریاد زدم : حتما باید چیزی بشه که بفهمی کار خلافی کردی مردک ؟

 یک عذر خواهی کوچک شاید این غائله را ختم میکرد اما ....

وقتی دید دو تا خانوم هستیم صداش رو برد بالا و گفت گفتم که چیزی نشده غربتی بازی در میاری ! بعد هم رفت تا باقی پارک مشعشعانه اش را انجام بده . گفتم خیلی پرروئی . در جوابم ، با لحنی بسیار متوقعانه گفت برو بابا معلومه چی کاره هستی !!!!

 

همچون نسیم بهاری نرم و ملایمی، آن روی سگی مریم ظاهر شد و  بانوی نرم و لطیف چند دقیقه قبل ، عین مستر هاید ، جای خودشو داد به نواده گرد آفرید !!!!!!!!

با صندل اسپرت و ظریف خودم یگ لگد به سبک جودانسوکی به صندوق عقب پراید هاچ بک آن مادر مرده زدم و یک اثر ظریف ، به تبعیت از آثار پیکاسو ، بر جای گذاشتم ! گفتم : فکر کنم حالا درست متوجه شدی من کی هستم ! اگه مردی پاشو بیا پایین تا منهم شوهرم رو صدا بزنم ، شیر فهمت کنه من چی کاره هستم ! پلیس 110 رو هم میگیم بیاد تا بازی تکمیل بشه !

بیک ایمانوردی وار با زنجیر فرمان ، پرید پائین و اول نگاهی به اثر هنری من انداخت و بعد با سینه ای ستبر گفت : .... و ..... و ....

خب ...

مردانگی را به حد کمال به ما دو نفر و ایلیا نشان داد !! و در ادامه سخنان گهر بارش گفت برو من با زن طرف نمیشم !!!!!

البته این روزها ما شاهد طرح ارتقای امنیت اجتماعی هستیم و اکثر خانمهایی را که با وجود منحوس خودشون اااااامنیت اجتماع را به خطر انداختن با شیوه ای بسیار ناز و لطیف دستگیر و .... حالا چون ما ( من و پریسا ) لباسهامون ساده بود و فقط شالهای رنگین به سر داشتیم و آزادانه داشتیم از هوای آزاد استفاده میکردیم ( چه پررو !!) و سوار یک 206 بودیم که بنا به نظر این بنده مومن خدا از کجا آورده ای ؟؟؟؟؟ ( طرح از کجا آورده ای اون بالا دستها ، ترکشش خورد به ما !!) و اصولا زیر سوال رفتن زنده بودن ما و احیانا زیبایی زن و گناه دختر حوا بودن و سوار ماشین بودن و لبخندی به لب داشتن و شما باقی گناهان ما را خودتان صادر بفرمایید ......................................................................................................................................................................................!!!!

به کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده خویش را ؟؟؟

 

پی نوشت : دو نفر از آقایان جوانمرد ، در حال نهادن کیسه آشغال در سطل شهرداری بودند و احتمالا میخواستند ببینند نتیجه این برنامه مهیج به کجا میکشه ! چون دیدند که من له نشدم و احتمالا انتظار داشتند این نازنین مرد غیور !!! حالا که نتونسته با ماشین منو له کنه با زنجیر میتونه ! و طبیعتا تحت تاثیر عمل متهورانه او قرار گرفتند ! چون مطلقا صداشون در نیومد .

پی نوشت دوم : کاش میشد به جای صدقه کنار گذاشتن و اسفند دود کردن !!!!! مشتی به دهانش میکوبیدم تا دندانهای مصنوعیش به طرزی بسیار طبیعی در دهانش جا بیفتد !!!

سوال : چرا وقتی صدای اعتراض زن به بی عدالتی بلند میشود ،

او را متهم به مشاغل گوناگون و بسیار شریف میکنند ؟؟؟؟؟؟؟ و تازه توصیه میکنند : سرت رو بنداز پایین و محترم باش .

واژه محترم را برای من تعریف کنید ....

کلمه زن را برای من معنی کنید .

عمل مذموم و مهجور عذر خواهی در کجای این فرهنگ خراب شده ما تعریف شده ؟

ایکاش میتونستم اشک نریزم .....

 


+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 0:43 AM توسط مریم |