تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
مهرگان
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

زنی با چشمان بسته و ترازویی در دست بر زمینه ای از نمای سنگی ساختمان وزارت دادگستری ایران خود نمایی میکند و به مظلومان و ستمدیدگانی که دست نیاز برای کمک می گشایند قوت قلب می بخشد .  این تصویر در زیر بنای تاریخی سرزمین ما ریشه هایی تنومند دارد و نماد و نمودی است از پیشینه تاریخی کهنی که شاید عمر و قدمت آن با قدیمیترین متون حقوقی مربوط به این منطقه از جهان برابر باشد .

کاوشهای اخیر باستانشناسی نشان میدهد که هزاران سال پیش در  " عیلام "  یکی از کهنترین مجموعه های حقوقی جهان شکل گرفته و تکامل یافته است . شگفتا که زن در این مجموعه حقوقی کهن نماد عدالتخواهی و قضاست .

کشور  عیلام به تعبیر مورخان شامل خوزستان و لرستان امروزی ، پشتکوه و کوههای بختیاری بوده است .  یعنی از مغرب به اروند رود ، از مشرق به قسمتی از فارس ، از شمال به کوههای بختیاری و از جنوب به دریای پارس تا بوشهر محدود میشده و در اوج عظمت از مغرب به بابل و از مشرق به اصفهان میرسیده .

عیلام یکی از جوامع کهن است که آثار زندگی پر فراز و نشیب خود را در تمام منطقه ایران نشر داده و بعلت همزیستی با اقوام مهاجر بخش عمده ای از آن فرهنگ غنی در مبادله منطقه را تحت تاثیر قرار داده . بدین لحاظ ، بسیاری از متون حقوقی و اسناد باقی مانده از آن جامعه میتواند بخش عمده ای از دیدگاههای حقوقی نیاکان ما را از پرده ابهام بیرون کشد .

در بیشتر اسناد قضایی به دست آمده از عیلام  "  ایشمه کرب  " الهه ای است که نام او به عنوان منشا قوانین الهی یا ضامن اجرای تعهدات ثبت شده و در هر سند قضایی آمده است .  گرز و اسلحه این الهه که در واقع نماد مادینه عدالتخواهی  در جامعه کهن عیلام است نیز ضامن اجرای بسیاری از این قوانین و تعهدات است . به این جمله که عینا روی یک سند قضایی نوشته شده دقت کنید :

" باشد که گرز الهه " ایشمه کرب "  بر سر هر کس که این سند را از بین ببرد فرود آید ."

در مجموعه حقوقی عیلام و در اسناد بدست آمده، زن نه تنها مظهر اجرای عدالت و تعهدات است بلکه نگهدارنده و حافظ پیمان و سوگند نیز شمرده میشود ، چندانکه   "  خوانده  "   در معبد الهه  " ایشتار " حاضر میشده و مثلا چنین سوگند میخورده :    ای الهه ایشتار تو میدانی که این حقیقت است و من لوحی را جعل نکرده ام و این وصیت بر من ، از پدرم مانده است .

در همسایگی عیلام ، سومریها نیز مظهر عدالتخواهی خود را جنس زن برگزیده اند . در مجموعه حقوقی و تفکر مذهبی سومریها  " نانشه  "  الهه راستی و عدالت و مهربانیست . نقش مهم  نانشه  در ارائه الگوهای اخلاقی برای بشریت اخیرا بر ما شناخته شده است . در سال ۱۹۵۱ میلادی ، همزمان با تنظیم ۱۹ لوحه و پاره لوحه از الواح نیپور ، یکی از سرودهای مذهبی سومر کشف شد که از ۲۵۰ سطر تشکیل شده است و در بر گیرنده صریحترین اصول اخلاقی سومریان است . الهه نانشه ، این مظهر راستی و عدالت و مهربانی در بخشی از این سروده چنین توصیف شده :

نانشه یتیمان و بیوه زنان را میشناسد

از ظلم انسان به انسان آگاه است

وی مادر یتیمان و پرستار بیوه زنان است

دادرس مردم تهیدست است

الهه ای که بی پناهان را پناه میدهد و برای نا توانان مسکن میابد

نابکارانی که مغضوب  نانشه هستند چنین توصیف شده اند :

مردمی که دست بر مال دیگران دراز میکنند

کسانی که حدود آئینهای مقرر را نگاه نمیدارند  و عهد و پیمان میشکنند و با دیده رضا به قرار گاه شیطان می نگرند

کسی که مال مردم بخورد و نگوید و ...

بنابر این نفرت فرشته عدالت از پیمان شکنان ، نفرت دیرینه ای است و با خاک و سرشت حقوقی و مذهبی در این سرزمین به هم آمیخته است . فرشته عدالت مظهری است از این نفرت که در صورت لزوم استفاده از گرز و اسلحه  " ایشمه کرب  "  را تجویز میکند . ( شخصا در حسرت به دست آوردن این گرز هستم ! در این دوره خیلی به درد میخوره !!!)

در فرهنگ اوستایی و آئین مزدیسنی ، ایزدان و ایزد بانوانی با ماموریت عدالت و دادگری نام برده شده اند ، همچون  " ارت " ، ایزد بخشش و ثروت و توانگری .   نه فقط پاداش کردار نیک پارسایان ، بلکه سزای کردار زشت گناهکاران با این فرشته است .

 دیگر ایزد  " رشن  "  است و مظهر و متوکل عدل و داد .

مهر و سروش و رشن   به منزله سه قاضی اند که اعمال مردمان را پس از مرگ نیز میسنجند .

رشن ترازوئی دارد که میانه آن در قله  "  دائیتی  "  قرار دارد و تیغه آن در بن کوه البرز در شمال و تیغه ای بر سر کوه البرز به سوی جنوب است .

سروش  نیز مانند مهر همیشه بیدار است و مخلوقات مزدا را پاسبانی میکند . گردونه ای دارد که مانند گردونه مهر ، با چهار اسب سفید درخشان که سایه نیندازند و سم های آنان زرین است ، کشیده میشود . مانند مهر مقام سروش نیز بر بالای کوه البرز است . ( این سخن گفتنیست ، هزاران سال پیش از بوجود آمدن حزب نازی در آلمان ، که علامت صلیب شکسته را مظهر خود قرار داده بودند ، گردونه مهر را با همین علامت مشخص میکرده اند . )

در فرهگ ایرانی اوستایی ، ایزدان و ایزد بانوان را مامور عدل و دادگری میبینیم در غالب فرشتگان عدالت . این دین ترازوی رشن را در بلندترین محدوده جغرافیائی آن عصر قرار میدهد .

فرهنگ اسلامی برای فرشتگان جنسیت قائل نیست ، فرشته ، فرسته ، فریشته ، به هر یک از موجودات روحانی و آسمانی که به تسبیح خدا و اجرای اوامر او مشغولند و به چشم نتوان دید ، اطلاق میشود. و باز این سخن گفتنیست که ایمان به ملائکه یا فرشتگان در قران در ردیف ایمان به خدا و روز باز پسین و ایمان به قران ذکر شده و از آن ایمان به نیکی یاد شده است ( سوره بقره آیه های ۱۷۲ و ۲۸۵ ) و میزان عدل را در کل جهان و بر فراز آسمانها قرار میدهد .

 مکتب تشیع ، که ما از پدر خود به ارث برده ایم ، عدالت خدا را به عنوان یکی از اصول بنیادی اسلام عنوان کرده است ، به این معنا که " اسلام منهای عدل مساوی است با اسلام منهای اسلام ، و انکار عدل در واقع انکار اسلام است . "

بنابر این حضور فرشته عدالت بر سر در دادگستری ایران حضور " ایشمه کرب "  ،   حضور   " ایشتار  "  ، حضور "  نانشه  "  ، حضور" رشن و ارت  "  ، حضور  "  کرام الکاتبون  " " و حضور هزاران ساله فرهنگ و تمدن است . شگفتا که پیمان شکنان ، آنها که مال مردم را میخورند  و پیمانه ها را در خفا عوض میکنند بتوانند در برابر این مظهر کهن عدالتخواهی که هزاران سال است در نظام حقوقی منطقه ما بر ستمکاران کینه میورزد و ستمدیدگان را پناه میدهد همچنان به کار خود ادامه دهند .

 در گفتار بعد ، به اساطیر مصری خواهیم پرداخت ...

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 8:21 AM توسط مریم |