تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
مهرگان
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

از زبان " اوریانا فالاچی " آغاز میکنم . اوریانا یکی از موفقترین و سرشناسترین چهره های روزنامه نویسی مغرب زمین است که در جریان بیشتر جنگها و بحرانهای دهه های اخیر جهان حضور داشته و برای مهمترین مراکز خبری و انتشاریهای غرب خبر و گزارش تهیه کرده .

اوریانا که  زن بودن را نوعی بند بازی تلقی میکند در کتاب " به کودکی که هرگز زاده نشد " درد زن بودن را چنین گزارش میدهد :

 

".... زن بودن لطیف و زیباست . ماجراییست که شجاعتی بی پایان می خواهد . جنگیست که پایانی ندارد . اگر دختر به دنیا بیایی ، خیلی چیز ها را باید یاد بگیری . اول اینکه باید خیلی بجنگی تا بتوانی بگویی آنروز که  " حوا " سیب ممنوع را چید نطفه " گناه " در عرصه خاک پراکنده نشد . آن روز یک فضیلت باشکوه به دنیا آمد که به آن  "" نا فرمانی "" می گویند .

ماجرای کودکی که دختر به دنیا آمده به همبن جا ختم نمیشود . چنانچه دختر زاده شده ای باید خیلی بجنگی تا ثابت کنی که درون اندام ظریف و  شکننده ات چیزی به نام عقل هم وجود دارد . مادر شدن ، حرفه نیست . وظیفه هم نیست . فقط حقی است از هزاران حق دیگر .

از بس ناگزیر میشوی که این حق را فریاد بزنی خسته میشوی و اغلب ، تقریبا همیشه ، از فرط خستگی ، شکست میخوری ......"

 

اینها را اوریانا فالاچی گفته . زن نویسنده ای که هنر نویسندگیش را در دامان پر عطوفت شرایط زیست خود فرا گرفته و بدون ترس و لرز از خشونتها و نظارتها گاهی به نظامهای سیاسی غرب تاخته ، گاهی به نظامهای حزبی شرق و دست آخر از مصیبت زن بودن صریح و بی پرده حکایتها آورده است .

 او از اوج زنانگی فریاد کشیده و شکنجه ها و تبعیضها و درد های زن غربی را که به تصور ما شرقیها ، زنیست غرقه در ناز و نعمت و فارغ از پندارهای ضد زن ، با صراحت بیان کرده است . او زبان به اعتراف گشوده و تلخ و موثر سخن گفته است . اگر روی جلد کتاب نام نویسنده خود نمایی نمیکرد ممکن بود تصور کنیم کتاب ، بیان حال زار زنی است که در یک روستای عقب افتاده مشرق زمین و در اسارت خرافات و قیود دست و پا گیر بر قلم جاری کرده است . اما چون اوریانا را و فعالیت گسترده جهانی او را میشناسیم باید بپرسیم :

 

آیا تصویر مساوات زن غربی ، واقعی است ؟

 

زن در بخشهای وسیعی از مشرق زمین ، بسیاری از تصاویر مربوط به مساوات زن غربی را وارونه و کج و معوج پیش رو دارد .

از دیدگاه زن پر بچه ای که در گوشه ای از هند گرسنه ، دو دست را به نشانه احترام زیر گردن به هم چسبانده و در نهایت گرسنگی و فقر به پیش ساخته های سنتی و ذهنی تسلیم شده ، زن غربی ، زنی است با آرزو های برآورده شده که از هر سو بر درختهای میوه ممنوعه چنگ می اندازد و بی دغدغه خاطر ، مشت مشت ، ممنوعه ها را می چیند و بی ترس از داروغه و حاجب و نگهبان آن را میبلعد !

 

اما آیا چنین است ؟

 

هیچکس به زن شرقی ، این تشنه برابری و حق خواهی نمیگوید که جیمی کارتر ، رییس جمهور سابق آمریکا ، همزمان با دویستمین سالروز استقلال آمریکا و در شرایطی که بیشترین نیاز را به آرای زنان احساس میکرد صریحا اعلام داشت :

 

 من معاون زن انتخاب نمیکنم !...

 

و کورت والدهایم ، دبیر کل اسبق سازمان ملل متحد ، همزمان با او اعلام کرد :

 

در دبیر خانه سازمان ملل متحد برای مشاغل عالی ، زن واجد صلاحیت به قدر کافی وجود ندارد این عدم موازنه بین زن و مرد را در دبیر خانه سازمان ملل نمیتوان یک شبه حل کرد " .

 

و زن شرقی نمیداند که زنان اروپایی در هر یک از کشورهای اروپایی چه دست و پایی برای کسب حقوق خود زده اند ...

این زن ساده و همواره در خطر تحمیق ، مجذوب رو بنای نمایشی جریانهای برابر خواهی مغرب زمین می شود . آنچه از طریق وسایل ارتباط جمعی به زن شرقی خورانده میشود ترکیبی است  از حقایق ذبح شده یا شعارها و سخنرانیهای خسته کننده و نخ نما .

در مغرب زمین هیچ کس برابری و آزادی را به زن تعارف نکرده است . زن غربی در همین حد ناقص و ناقابل هم که کسب حقوق کرده حاصل صدها سال رنج و پایداری شخصی خودش بوده . زن شرقی این چیز ها را نمیداند چون روی خط ارتباطی و خبری جهان فقط دو نوع ماجرا مبادله میشود :

 

__ ماجرا جویی مردان سیاسی که همواره ادعا دارند و میخواهند دنیا را تکان دهند

__ درخشش و خود نمایی زنان نمایشی مغرب زمین که فقط میخواهند در مقطعی از زمان پولسازی کنند و دوست دارند پوستر های خود را روی دیوار دور افتاده ترین کلبه ها در جهان بیاویزند .

 

زن شرقی برای اینکه بتواند بر این دو خط خبری یک خط جدید بیفزاید ، اول باید کمترین حقوق خود را در قلمرو خانواده به دست بیاورد . فقط نمیشود در چند سمینار و کنفرانس داخلی از مقام و منزلت !!! خود دفاع کند و انتظار داشته باشد اندیشه زن زدایی از عمق ضمیر کسانی که پیرامون او کار شکنی میکنند محو شود .

باید به زن شرقی آموزش داده شود که عوامل حقارت خود را که گاهی در الفاظ زیبای قانونی متبلور شده و گاهی در سنتهای مبتنی بر خرافه پنهان شده را شناسایی کند .

چند وقت پیش داشتم کتاب قران را میخواندم .کتاب آسمانی دین پدری ماست و موظفیم بخوانیم ببینیم چه گفته ....

طبق نظر قران در سوره بقره ، هم آدم و هم حوا هر دو از بهشت خارج میشوند . قران آدم را شریک جرم حوا ، و حوا را شریک جرم آدم میداند .

از این قرار زن مسلمان ایرانی با آنکه خوب میداند زن بودن چقدر سخت است ، اما این امتیاز را نسبت به زن غربی دارد که هم جرم جفت جنسی خویش است !

در مسیر همین " داشته " مذهبی که سر چشمه های فرهنگ قدیم ایران نیز آنرا تقویت میکند میتوان حرکت را آغاز کرد .

زن ایرانی برای حق خواهی نه دست تکدی به سوی آثار نمایشی مغرب زمین دراز میکند و نه چاره جوویی از موجوداتی میکند که خوب شعار میدهند اما پای عمل که میرسد ، یک تبصره از قوانین ضد زن را بهانه کرده و طفره میروند .

زن ایرانی برای حق خواهی باید دست همکاری بسوی زنان و مردان هنر مندی دراز کند که میتوانند نقش او را روی صحنه ها به نمایش بگذارند .

زن ایرانی در صورت توجه نیروهای هشیار جامعه و نمایش چهره سر سخت او در جریان بحرانها ، مفهوم دقیق برابری را در محیط زیست خود و با استفاده از داشته های مذهبی و فرهنگی جستجو میکند .

در غیر اینصورت ، حتی در لابلای صدها حجاب و حریم ، چشم دل بر درخشش کاذب برابری زن و مرد غربی فرو نخواهد بست .  


+ نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 9:2 AM توسط مریم |