بعضی از هموطنان گرامی وقتی پاشون میرسه این ور آب ، یه جورایی دچار توهم دوست یابی میشن . به در و دیوار میزنن تا با یکی از خارجیها باب آشنایی باز کنن و بگن : بعله ......... من دوست " اوزی " دارم . توضیحن عرض میشه که استرالیاییها به خودشون میگن اوزی... یا مثلا اگه یک نفر از همسایه ها تو رو به یک سوپی واسه نهار دعوت کنه ، با چشمهای گشاد شده بگن : اِه .... چطوری باهاش دوست شدی ؟!!! من نمیدونم این چه اخلاق مزخرفیه . مگه اینا کی هستن که برای دوستی باهاشوون باید سر و دست شکوند ؟؟؟ خانمی ایرانی را میشناسم که با زیر پا گذاشتن قواعد دوستی با هموطنان خودش ، در حال اوزی یابیست !!! خب ، بالاخره مَردم که ( بلانسبت ) خر نیستن ، وقتی میبینن آدم با هموطن خودش چطور رفتار میکنه ، حساب کار میاد دستشون . و اونوقت قضیه ختم به این میشه که :
مرده شور همه شونو ببره ! دیدی تو رو خدا ؟ اینقدر زحمت کشیدم ، زعفروونای نازنینمو حروم کردم ( توجه بفرمایید که ما ایرانیهای فلک زده هم جزو مدعوین این بانو بودیم !) این عفریته گور به گوری یه زحمت به خودش نداد اقلا یه زنگ بزنه بگه نمیام .......
توضیح : قرار رفتن به آکواریوم سیدنی را با من به هم زده بود ( آنهم در آخرین دقایق ) تا این خانم را به مهمانی ایرانی دعوت کند و این بانو هم سر ساعت دو بعد از ظهر از طریق همسر مربوطه شان به استحضار رساندند که حالشان برای مهمانی مساعد نیست !!! آآی خندیدیم در دلمان به این کنفی ...






